لغت نامه دهخدا
ناووس. ( اِ ) آتشکده،و عبادت خانه مجوس. ( برهان قاطع ). لغتی است در ناؤس. ( قطر المحیط ). ناوس. نائوس. نااوس. رجوع به نائوس شود. || گورستان مجوس. ( منتهی الارب ). آنجا که مجوس مرده بنهند. ( سامی ). رجوع به نائوس شود.
ناووس. ( اِ ) آتشکده،و عبادت خانه مجوس. ( برهان قاطع ). لغتی است در ناؤس. ( قطر المحیط ). ناوس. نائوس. نااوس. رجوع به نائوس شود. || گورستان مجوس. ( منتهی الارب ). آنجا که مجوس مرده بنهند. ( سامی ). رجوع به نائوس شود.
[ معر. ] (اِ. ) قبر، گور، دخمه.
قبر، گور، دخمه.
( اسم ) ۱ - اطاق زیرزمینی که برای دفن میت بکار برنددخمه.۲ - قبرهرفردغیر مسلمان گورکافر: بسام ابرص وحرباوخنفساوجعل بجیفه گاه و بناووس و مستراح و خلاب. ( خاقانی.سج.۳ ) ۵۵ - گورستان زردشتیان قبرستان مجوس.
قبر، گور، دخمه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یا رب مپسند کعبه گردد ناووس دهقان گیرد کاسه، ز دست کاووس
💡 عاشر آن اکرم معاشر شر گویی از گبرکان ناووسیست
💡 خیر الطیور علی القصور و شرها یاوی الخراب ویسکن الناووسا