ناامن. [ اَ ] ( ص مرکب ) ناایمن. جائی که امنیت و ایمنی در آن نیست. ( فرهنگ نظام ). محیط آشفته و ناآرام. در تداول عوام بجای ناایمن استعمال میشود. مقابل ایمن و امن. راه ناامن، راهی که در آن امنیت نیست و خطر هست:
رود آرام ز عمری که به هجران گذرد
کاروان از ره ناامن شتابان گذرد.ابوطالب کلیم ( از آنندراج ).
(اَ ) [ فا - ع. ] (اِ. ) جایی که امنیت در آن نیست، آشفته، پرآشوب.
جایی که در آن امنیت و آسایش نباشد.
( اسم ) جایی که امنیت در آن نیست آشفته پر آشوب.
جایی که امنیت در آن نیست، آشفته، پرآشوب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دستهای به غم پابست، شستهاند از جان دست هر که را بینی هست، مبتلای ناامنی
💡 جهانیان را شد سر این سخن روشن که سایه در ره ناامن دشمنی ز قفاست
💡 عقل گشته دیوانه، کز چه رو در این خانه هست خویش و بیگانه، آشنای ناامنی
💡 شد به پا در این کشور، شور و شورش محشر گوش آسمان شد کر، از صدای ناامنی
💡 ما ز نادانی، ز بس بدبین و بدخواه خودیم راه ناامن است، تا جایی که همراه خودیم
💡 مست خودسری ظالم، گشته دربهدر عالم فتنه میدود دائم، در قفای ناامنی