میاد
لغت نامه دهخدا
میاد. [ م َی ْ یا ] ( ع ص )بسیار خرامنده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
بسیار خرامنده
ویکی واژه
(اصفهانی، نگارش گویشنما) میآید
جمله سازی با میاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بگفتی از همه خوبان مراست روی نکو بدت میاد که خود را تکو شناخته ای
💡 در جان چو درد عشق تو آرامگاه ساخت درمان میادم ار طلیم آرمیدنش
💡 چون روز رامیاد نیاری ز می تو یاد زیرا که خوشتر آید می روز رامیاد
💡 آنگاه میاد ای مه خوبان که برآرد شمع رخت از جان من سوخته دل دود
💡 تا محل عقل باشد در تجاویف دماغ تا ممر نطق باشد در میادین دهان
💡 وقتی او همیشه با انرژی بسیار زیاد به کلاس میاد، باعث میشه که همه دانشآموزان با اشتیاق بیشتری به مباحث درسی گوش بدن.
💡 هر وقت که خبرهای خیلی خوب از شهر میاد، مردم با شادی و خوشحالی فراوان در خیابانها جمع میشن تا این اتفاق رو جشن بگیرن.
💡 وقتی باران بسیار سبک شروع به باریدن میکنه و به زمین میاد، بوی خوش خاک و طبیعت تازه، آرامش عجیبی به روح آدمها میبخشه.