لغت نامه دهخدا
میاد. [ م َی ْ یا ] ( ع ص )بسیار خرامنده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
میاد. [ م َی ْ یا ] ( ع ص )بسیار خرامنده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
بسیار خرامنده
(اصفهانی، نگارش گویشنما) میآید
💡 بگفتی از همه خوبان مراست روی نکو بدت میاد که خود را تکو شناخته ای
💡 در جان چو درد عشق تو آرامگاه ساخت درمان میادم ار طلیم آرمیدنش
💡 چون روز رامیاد نیاری ز می تو یاد زیرا که خوشتر آید می روز رامیاد
💡 آنگاه میاد ای مه خوبان که برآرد شمع رخت از جان من سوخته دل دود
💡 تا محل عقل باشد در تجاویف دماغ تا ممر نطق باشد در میادین دهان