لغت نامه دهخدا
موستان. [ م ُ وِ ] ( اِ مرکب ) باغ انگور. رز. رزستان. تاکستان. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به رزستان و تاکستان شود.
موستان. [ م ُ وِ ] ( اِ مرکب ) باغ انگور. رز. رزستان. تاکستان. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به رزستان و تاکستان شود.
(مُ وِ سْ ) (اِمر. ) زمینی که فقط در آن درخت انگور کاشته باشند، باغ انگور، تاکستان، رزستان.
زمینی که در آن درخت انگور بسیار باشد، باغ انگوری، تاکستان.
( اسم ) زمینی که فقط در آن درخت انگور کاشته باشند باغ انگور تاکستان رزستان.
باغ انگور. رز.
زمینی که فقط در آن درخت انگور کاشته باشند، باغ انگور، تاکستان، رزستان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گویی در این میان گرفته کابوستان کز دو طرف میبرند ثروت و ناموستان
💡 این ایالت جمعیت قابل توجهی اسب موستانگ دارد.