موج جو

فرهنگستان زبان و ادب

{atmospheric wave} [علوم جَوّ] هر موجی در جوّ که شناسایی تناوب زمانی و مکانی آن دشوار باشد

ویکی واژه

هر موجی در جوّ که شناسایی تناوب زمانی و مکانی آن دشوار باشد.

جمله سازی با موج جو

💡 مرد راکسب هنر دام ره آزادگی‌ست موج جوهرآب جوی تیغ را زنجیرپاست

💡 شهپر عنقاست موج جوهر آیینه‌ام مزد آن صیقل ‌که تمثالی بخنداند ز من

💡 گرچه شمشیرش هنوز از موج جوهر نوخط است تلخ دارد خواب را بر شهریاران جهان

💡 هوا را سرافرازی می دهد نخل خرامانت تذروستان شود روی زمین از موج جولانت

💡 معنی به حشمتی که بود بحر پرشکوه لفظش به جودتی که بود موج جویبار

💡 بس که شبها چین غم می چیند از ابروی من موج جوهر می زند آیینه زانوی من