لغت نامه دهخدا
موتوری. [ م ُ ت ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به موتور. || آنچه دارای موتور است. || آنکه دارای موتور است. موتوردار. || موتورسوار. کسی که سوار موتوسیکلت باشد. و رجوع به موتوسیکلت شود.
موتوری. [ م ُ ت ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به موتور. || آنچه دارای موتور است. || آنکه دارای موتور است. موتوردار. || موتورسوار. کسی که سوار موتوسیکلت باشد. و رجوع به موتوسیکلت شود.
( صفت ) ۱ - منسوب به موتور ۲ - آنچه که دارای موتور است موتور دار: [ قایق موتوری ].
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طراحی آلفا ۲۴ اچپی از نوع خودروهای موتور جلو-محور عقب بود و دارای موتوری با گنجایش ۴٫۰۸۲ سیسی بود که به صورت ۴ دنده دستی و حداکثر سرعت آن ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برآورد شده بود. از این خودرو تا سال ۱۹۱۳ بیش از ۲۰۰ دستگاه ساختهشد.
💡 در اکتبر ۲۰۱۹, اداره وسایل نقلیهٔ موتوری اوهایو عکس گواهینامهٔ رانندگی مردی اهل سینسیناتی را رد کرد و گفت که سیاست این نهاد به مردم اجازه میدهد از پوشش مذهبی در عکسهای گواهینامهٔ رانندگی استفاده کنند، به شرطی که در زندگی روزمره هم از آن استفاده کنند.
💡 وی در سال ۲۰۰۹ میلادی لیسانس موسیقی را از کالج هنر ویکتوریا دریافت نمود، و تخصص او در بداهههای الکترو آکوستیک است. وی در سال ۲۰۱۰ از ملبورن استرالیا به بروکلین، نیویورک واقع در ایالات متحده آمریکا نقل مکان کرد تا به گروه موسیقی راک به شیوه موتوری، آپاچی بیت بپیوندد.
💡 سال ۱۸۸۶ به عنوان سال تولد خودروهای مدرن امروزی شناخته میشود. کارل بنز مخترع آلمانی در سال ۱۸۸۶ بنز پتنت-موتورواگن را عرضه نمود. از سال ۱۹۰۸ که فورد مدل تی توسط هنری فورد طراحی و ساخته شد، بهسرعت کالسکهها جای خود را به خودروهای موتوری دادند.
💡 سپاههای پیادهنظام، موتوریزه، کوهستان و زرهی تحت امر یک سپهبد هر یک شامل دو تا پنج لشکر با حدود ۶۰ هزار نفر نیرو میشدند.
💡 مهمترین صنایع ایتالیا شامل وسایل نقلیه موتوری، ماشین و ابزار آلات، مواد غذایی، مد و لباس، مواد شیمیایی و پلاستیکی، جنگافزار و سرامیک هستند.