مهیل. [ م َ ] ( ع ص ) ریخته از خاک و ریگ و جز آن. ( منتهی الارب، ماده هَ ی ل ). فروریخته:
بنگر هول روز را که کند
هول او کوه را کثیب و مهیل.ناصرخسرو. || مَهال. هولناک. مخوف. خوفناک؛ مکان مهیل؛ جای خوفناک. جای خوف. ( آنندراج ):
چو بیرون شد از کاروان یک دو میل
به پیش آمدش سنگلاخی مهیل.سعدی ( بوستان ).
(مَ ) [ ع. ] (اِ. ) جای ترسناک.
هولناک: چو بیرون شد از کازرون یک دو میل / به پیش آمدش سنگلاخی مهیل (سعدی۱: ۱۶۶ ).
هولناک، مکان مخوف، جای ترسناک
( صفت ) جای ترسناک مکان مخوف.
جای ترسناک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قال ابن عباس: ذلک عند الفزع الاوّل فازالها عن اماکنها فصارت کما قال سبحانه: تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ ثمّ یدرکها الفزع الثّانی فصارت «کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ» ثمّ یدرکها الفزع الثّالث فصارت کثیبا مهیلا، ثمّ یدرکها الفزع الرّابع فسیّرت فی الارض و ذهب بها و ذلک قوله: «وَ إِذَا الْجِبالُ نُسِفَتْ» ای ازیلت بسرعة حتّی لا یبقی اثر: إِنَّ جَهَنَّمَ کانَتْ مِرْصاداً ای طریقا و ممرّا فلا سبیل الی الجنّة حتّی.
💡 چو بیرون شد از کازرون یک دو میل به پیش آمدش سنگلاخی مهیل