مهوار
لغت نامه دهخدا
مهوار. [ م َهَْ ] ( اِ ) مهور. رجوع به مهور شود.
فرهنگ معین
(مَ ) (ص. ) مانند ماه.
فرهنگ فارسی
مهواره: ماهواره، ماهانه، جیره ومواجب که ماه به ماه به کسی بدهند
( اسم ) مقرریی که هرماه بکارمندان و خدمتکاران دهند ماهیانه.
فرهنگ اسم ها
اسم: مهوار (دختر) (فارسی) (کهکشانی) (تلفظ: mahvar) (فارسی: مَهوار) (انگلیسی: mahvar)
معنی: ماه زیبارو
دانشنامه آزاد فارسی
مَهْوار
رجوع شود به:شمشیران
ویکی واژه
مانند ماه.
جمله سازی با مهوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای ماه چنین شبی تو مهوار مخسب در دور درآ چو چرخ دوار مخسب