لغت نامه دهخدا
مهدوی. [ م َ دَ وی ی ] ( ص نسبی ) منسوب به مهدی. رجوع به مهدی شود. || منسوب به مهدیه، شهری ازبلاد قیروان. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مهدیه شود.
مهدوی. [ م َ دَ وی ی ] ( اِخ ) رجوع به احمدبن عمار مهدوی شود.
مهدوی. [ م َ دَ وی ی ] ( ص نسبی ) منسوب به مهدی. رجوع به مهدی شود. || منسوب به مهدیه، شهری ازبلاد قیروان. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مهدیه شود.
مهدوی. [ م َ دَ وی ی ] ( اِخ ) رجوع به احمدبن عمار مهدوی شود.
(مَ دَ ) [ ع. ] (ص نسب. ) ۱ - منسوب به مهدی (مطلق ). ۲ - منسوب به مهدی صاحب الزمان (ع ) امام دوازدهم شیعیان.
۱ - منسوب به مهدی ( مطلقا ) ۲ - منسوب به مهدی صاحب الزمان (ع ) امام دوازدهم شیعیان.
منسوب به مهدی (مطلق)
منسوب به مهدی صاحب الزمان (ع)
امام دوازدهم شیعیان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهر عروج مهچه ی رایات مهدوی عیسی فراز طاق زبرجد کند نزول
💡 مگر تو گفتی شد نور مهدوی ظاهر مگر تو گفتی شد رجعت امام زمان
💡 خطاب به آیت الله مهدوی کنی رئیس مجلس خبرگان وقت در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۹۰ تحت عنوان: انتخابات متعلق به مردم ایران است، آنان را محروم نکنید
💡 به پیش عیسی نطق تو حاسدت فاسد چنانکه در بر آیات مهدوی دجال
💡 نام خانوادگی او در ابتدا حاجی باقری بوده که بعدها به دلیل ارادت زیاد او به امام زمان به مهدوی معروف شد و پس از آن نام خانوادگی خود را به مهدوی کنی تغییر داد.
💡 تا نیست شیعی مستوی با اهل سنت ازدوی وز ذو الفقار مهدوی این کار گردد اسپری