منتبه

لغت نامه دهخدا

منتبه. [ م ُ ت َ ب ِه ْ ] ( ع ص ) آگاه. ( غیاث ) ( آنندراج ).بیدار و هوشیار و آگاه. ( ناظم الاطباء ):
بیدار شو ز خواب کز این سخت بند
هرگز کسی نرست مگر منتبه.ناصرخسرو ( دیوان چ سهیلی ص 395 ).- منتبه شدن؛ بیدار شدن. هشیار شدن: تیز در من نگریست و تبسمی بکرد، من از آن نظر او منتبه شدم. ( المعجم چ دانشگاه ص 410 ).
- منتبه گردیدن؛ منتبه شدن:
صالح و طالع به صورت مشتبه
دیده بگشا بوکه گردی منتبه.مولوی.رجوع به ترکیب قبل شود.

فرهنگ معین

(مُ نْ تَ بِ هْ ) [ ع. ] (اِفا. ) بیدار، هوشیار، آگاه.

فرهنگ عمید

بیدار، هوشیار، آگاه.

فرهنگ فارسی

بیداروهوشیار، آگاه
( اسم ) آگاه هوشیار.

جمله سازی با منتبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تنام عیناک و المظلوم منتبه یدعو علیک و عین الله لم تنم

💡 چون علی فرمود الناس نیام منتبه گردی چو جان جوید خرام

💡 بیدار شو ز خواب کز این سخت بند هرگز کسی نرست مگر منتبه

💡 دل کافران است. دل بیمار، دل گناهکاران است. دل غافل، دل برخوردار است. دل منتبه، دل جهود بدکار است، قالوا قلوبنا غلف. ودل صحیح، دل هوشیار است که در کار است و با طاعت بسیار است وبا خوف از ملک ذوالجلال است.

💡 پردهٔ شهوت و غضب در پیش منتبه کی شوی ز صورت خویش؟

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز