مناجی

لغت نامه دهخدا

مناجی. [ م ُ ] ( ع ص ) اسم فاعل از مناجاة. همراز. رازدار: پس شاه... گفت: اگرچه «یهه » ندیمی قدیم و منادمی ملازم و مناجیی منجی و کافیی به همه خیرات مکافی باشد... ( مرزبان نامه چ قزوینی ص 291 ). رجوع به مناجات و مناجاة شود.
مناجی. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ منجاة. ( اقرب الموارد ). رجوع به منجاة شود.

فرهنگ معین

(مُ ) [ ع. ] (اِ فا. ) مناجات کننده، راز و نیاز کننده.

فرهنگ عمید

مناجات کننده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مناجات کننده راز و نیاز کننده.
جمع منجاه

جمله سازی با مناجی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فاخف القصر لا تبدی و من یسئلک لا تهدی فانت الغوث و المجدی اذا ناجی مناجیکم

💡 انی اتوب مناجیا و منادیا فانا المسی بسیدی و المذنب

نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز