این واژه در زبان فارسی به معنای پر بودن، لبریز یا سرشار از چیزی است و معمولاً برای بیان پر بودن یک ظرف، فضا یا محیط از اشیاء، احساسات یا ویژگیها به کار میرود. این صفت نشان میدهد که جای خالی یا کمبودی در مورد آن وجود ندارد و چیزی به حد کافی یا بیش از حد در آن حضور دارد. «مملو» میتواند در معنای فیزیکی برای اشیاء ملموس مانند ظرف پر از آب یا کیف پر از کتاب استفاده شود و همچنین در معنای انتزاعی و عاطفی برای احساسات و حالات انسانی مانند دل مملو از عشق، امید یا غم نیز کاربرد دارد. این واژه در ادبیات فارسی و شعر کلاسیک بار معنایی زیباییشناسانه و تأکیدی دارد و اغلب برای القای حس فراوانی، سرشار بودن یا تکاپوی درونی به کار میرود. علاوه بر این، «مملو» میتواند در متون علمی و توصیفی نیز مورد استفاده قرار گیرد تا نشان دهد یک محیط، ماده یا سیستم از ترکیب یا عنصر خاصی پر شده است. این واژه با صفتهای مشابهی مانند «لبریز»، «سرشار» و «پر» هممعنی است، اما بار معنایی رسمیتر و ادبیتری دارد. در مکالمات روزمره، کاربرد «مملو» باعث تأکید بر کامل بودن یا فراوان بودن چیزی میشود و توجه مخاطب را به میزان پر بودن آن جلب میکند.
مملو
لغت نامه دهخدا
مملو. [ م َ ل ُوو ] ( از ع، ص ) پر کرده شده. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). پر و پر کرده شده. ممتلی. لبالب. ( از ناظم الاطباء ). مشحون.انباشته. مُؤَمَّت. آکنده. ممتلی. غاص:
جان و دل اعدات چو دو کفه میزان
مملو شده از سنگ غم و بار تلوم.سوزنی.خری سرش ز خرد چون کدوی بی دانه
خری شکم ز کدو دانه چون کدو مملو.سوزنی.|| محشو. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ معین
(مَ لُ وّ ) [ ع. مملوء ] (اِمف. ) لبالب، انباشته شده.
فرهنگ عمید
پُر، آکنده.
فرهنگ فارسی
پر، آکنده وپرکرده شده
۱ - ( اسم ) پر کرده. ۲ - ( صفت ) پر آکنده.
ویکی واژه
ripieno
لبالب، انباشته شده.