ملتجا

لغت نامه دهخدا

ملتجا. [ م ُ ت َ ] ( ع اِ ) جای پناه و پناه گرفتن. ( غیاث ) ( آنندراج ). ملتجاء. پناهگاه:
مرابرار را حضرتش مستقر
مر احرار را درگهش ملتجا.امیرمعزی.خدمت تو مخلصانه کرد برهانی به دل
یافت از اقبال تو هم ملتجا هم مرتجا.امیرمعزی.شاه گفت... چون بعد از گزاردن عقبات عقوبت به متکای استراحت و ملتجای این ساحت پیوستی... ( مرزبان نامه چ قزوینی ص 298 ). و رجوع به ماده ٔبعد شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ ) [ ع. ] (اِ. ) پناهگاه، جای پناه.

فرهنگ عمید

پناهگاه.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پناهگاه جای پناه
پناهگاه و جای پناه. یا پناه.

ویکی واژه

پناهگاه، جای پناه.

جمله سازی با ملتجا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از شر این هفت و چار باد اسیر ترا کعبه جاهت پناه درگه تو ملتجا

💡 خانقایش کهف عالم مرتجا و ملتجا خاک پای اوست در چشم وفایی توتیا

💡 خسته محنت حریم او پسندد ملتجا هاتف دولت صدای او گزیند ترجمان

💡 یارب قبول کن به بزرگی و فضل خویش کآن را که رد کنی نبود هیچ ملتجا

💡 به درگه تو ازان کردم التجا صدبار کزان پسم به همه حال ملتجا باشد

💡 خدمت تو مخلصانه کرد برهانی به دل یافت از اقبال تو هم ملتجا هم مرتجا

صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز