این کلمه در زبان فارسی به معنای همراه یا همکار است و به افرادی گفته میشود که به عنوان همراه یا دستیار در کنار یک شخص دیگر فعالیت میکنند. این واژه میتواند به معنای همراهی در کارها، وظایف یا سفرها باشد.
کاربرد در زبان فارسی:
این واژه معمولاً در متون رسمی و غیررسمی به کار میرود و به افرادی اشاره دارد که در یک محیط کاری یا اجتماعی به عنوان دستیار یا همراه فعالیت میکنند.
ملازمها وظایف مشخصی دارند که میتواند شامل:
کمک به فرد اصلی در انجام کارها
فراهم کردن اطلاعات و منابع لازم
هماهنگی فعالیتها و برنامهها
مراقبت از نیازهای شخصی فرد اصلی
کاربرد در نظامهای اداری و نظامی:
در برخی از نظامهای اداری و نظامی، ملازم به افرادی نسبت داده میشود که به عنوان دستیار یا همراه افسران و مقامات ارشد فعالیت میکنند. این افراد مسئولیتهای خاصی دارند و به عنوان رابط بین افسران و دیگر اعضای سازمان عمل میکنند.
تفاوت با سایر عناوین:
ملازم با عنوانهایی مانند دستیار، همراه یا مشاور متفاوت است. در حالی که دستیار ممکن است به معنای کمککنندهای باشد که وظایف مشخصی را انجام میدهد، ملازم بیشتر به مفهوم همراهی و حضور در کنار شخص دیگر اشاره دارد.
ملازم. [ م ُ زِ ] ( ع ص ) دست در گردن اندازنده با هم. ( منتهی الارب ). دست در گردن هم اندازنده و معانقه کننده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || همیشه باشنده به جایی یا نزد کسی. ( غیاث ) ( آنندراج ). مأخوذ از تازی، همیشه باشنده در جایی و یا در نزد کسی. ( ناظم الاطباء ). آنکه دائم جایی را یا کسی را لازم گیرد. آنکه پیوسته مقیم جایی یا همراه کسی باشد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
اگر ملازم خاک در کسی باشی
چوآستانه ندیم خسیت باید بود.ناصرخسرو.از جمله آن کلمات این چهار سخن نقل کرده اند که گفت ای موسی بر درگاه من ملازم باش که مقیم منم. ( کشف الاسرار ج 3 ص 728 ). و دین و ملک توأمان و ملازمان اند. ( سندبادنامه ص 5 ). اگر ملک سایه عاطفت بر کار من افکند... چون سایه ملازم این آستانه خواهم بود. ( مرزبان نامه چ قزوینی ص 218 ). اسباب فراغت ایشان ساخته فرموده تا بر دوام علی مرور الایام ملازم آن موضع شریف می باشند. ( مرزبان نامه ایضاً ص 300 ).نصر مدتها ملازم خدمت بود. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران صص 271 - 272 ). در تعهد و تفقد و اجلال و اکرام قدر او مبالغه رفت و در حضرت ملک ملازم بود. ( ترجمه ٔتاریخ یمینی ایضاً ص 316 ).
تب باز ملازم نفس گشت
بیماری رفته باز پس گشت.نظامی.اما به حکم آنکه سوابق انعام خداوندی ملازم روزگار بندگان است... ( گلستان ). دو درویش خراسانی ملازم صحبت یکدیگر سفر کردندی. ( گلستان ). سوابق نعم خداوندی ملازم روزگار بندگان است. ( گلستان ). تنی چنداز عدول مزکی که ملازم مجلس او بودند زمین خدمت ببوسیدند. ( گلستان ). و امیر نوروز ملازم می بود و در کار لشکر و امارت سعی و اجتهاد می نمود. ( تاریخ غازان ص 15 ). در خلا و ملا و سراء و ضراء ملازم درگاه جهان پناه بود. ( تاریخ غازان ص 56 ). اما تدارک حال قوشچیان که ملازم اند چنان فرمود که مواجب ایشان و طعمه جانورانی که در اهتمام هریک است مفصل برآورده اند. ( تاریخ غازان ص 344 ).
ای پسر گر ملازم شاهی
نتوان بود غافل و ساهی.اوحدی.- ملازم کردن؛ همراه کردن: چون مجلس به آخر رسید و مستان عزم شبستان کردند سلطان از زبان خود کسی را ملازم قیصر کرد و جهت احتیاط را فرمود که با او رسوم چرب زبانی و آداب نیکومحضری ممهد دارند. ( سلجوقنامه ظهیری ص 27 ).
(مُ زِ ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - همراه، نوکر. ۲ - ثابت قدم. ج. ملازمان.
۱. کسی که همیشه با کس دیگر باشد، همراه، نوکر.
۲. چیزی که همیشه پیوسته به چیز دیگر باشد.
کسی که همیشه باکس دیگرباشد، همراه، نوکر، چیزی که همیشه پیوسته به چیزدیگرباشد
( اسم ) ۱ - کسی یاچیزی که همواره نزد دیگری باشد: [... و امیر سعید برلاس را ملازم امیر زاده رستم گردانید ] ( ظفرنامه یزدی. چا. امیر کبیر ۲ ) ۴۱۶:۲ - همیشه باشنده در جایی. ۳ - همراه. ۴ - نوکر خدمتکار. ۵ - مواظب جمع: ملازمین.
همراه، نوکر.
ثابت قدم.
ملازمان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آداچی کاگهموری یک فرمانده نظامی از اوایل تا اواسط دوره کاماکورا بود. یکی از ملازمان تأثیرگذار شوگونسالاری کاماکورا و پسر ارشد آداچی موریناگا بود.
💡 گرچه خمار وصل تو گشت ملازم سرم هم به شراب لعل تو، دفع شود خمار من
💡 عشقم ببست و افکند در پیش درد و محنت سلطان شکار لاغر بخشد ملازمان را
💡 قلعه شاه قلی در محله قلعه. قلعه شیخ ولی:لازم است ذکر شود که شیخ ولی بیگ از ملازمان سلطان یعقوب آق قویونلو در تبریز بودهاست. وی بعد از فوت سلطان یعقوب به دلیل مخالفت با حامی پسر او به همراه امیر همایون اسفراینی به قلعهای در مجاورت ارمک آمد و در آنجا در سالهای ۹۰۰ هجری قمری حکومت کرد.[نیازمند منبع] آثار قلعه فوق هنوز برقرار است.