مقشور

لغت نامه دهخدا

مقشور. [ م َ ] ( ع ص ) پوست دورکرده. ( ناظم الاطباء ). پوست کرده. پوست کنده.پوست بازکرده. مقشر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) از پوست جدا کرده شده، پوست کنده.

فرهنگ فارسی

پوست کنده. پوست باز کرده.

ویکی واژه

از پوست جدا کرده شده، پوست کنده.

جمله سازی با مقشور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیندازی عظام و لحم و شحمم رگ و پی همچنان و جلد مقشور

سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز