مقابر

لغت نامه دهخدا

مقابر. [ م َ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مقبرة. ( دهار ) ( ترجمان القرآن ). ج ِ، مقبرة، گورستان. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ): ألهیکم التکاثر. حتی زرتم المقابر. ( قرآن 1/102-2 ).
به عقبی در محل او سعیر است
به دنیا در مقام او مقابر.امیرمعزی ( دیوان چ اقبال ص 210 ).و او را به مقابر دفن کردند. ( جهانگشای جوینی ). و رجوع به مقبرة شود.

فرهنگ معین

(مَ بِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مقبره، قبرها.

فرهنگ عمید

= مقبره

فرهنگ فارسی

جمع مقبره
( اسم ) جمع مقبر و مقبره گورستانها.

ویکی واژه

جِ مقبره؛ قبرها.

جمله سازی با مقابر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و قال صلی اللَّه علیه و سلّم: من دخل المقابر و قرأ سورة یس خفف عنهم یومئذ و کان له بعدد من فیها حسنات.

💡 به عقبی در محل او سعیرست به دنیا در مقام او مقابر

💡 دختری داشت فلان دو ماهه اما مثل ماه در چاه غروب کرد، دختر بزرگش زنده باد که پدر آفتاب است، رعیت بیچاره آنقدر مردند که مقابر اطراف کاشان مرده بر سر مرده و گور بر سر گور است. آنچه به قلم معنی مردی و مردمی فلان رسید، ده هزار نفر از شهری و رستا شهید عارضه و با و مجاور عالم بقا گردیدند. تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست.

💡 که بی عقلند و ایشان می‌ندانند ازان سوی مقابر چون روانند

💡 این طرح‌ها بر روی نقش برجسته‌های روی تابوت‌های سنگی یا کنده شده بر ستون‌های سنگی مقابر، آجرهای سنگی دیواره‌های پرستشگاه‌ها وجود دارند.

💡 در «زرتم المقابر» قدری نما تفکر شو کربلایی عشق آزاده باش چون حر

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز