مغتم
مغتم واژهای عربیاصل است که در زبان فارسی نیز بهکار میرود و معنای اصلی آن اندوهگین، غمناک و دلگرفته است. این کلمه حالتی از درون را نشان میدهد که فرد را درگیر غصه یا رنج روحی میکند و بیشتر به غمی عمیق و سنگین اشاره دارد. در متون ادبی و متون کهن، این واژه معمولاً برای بیان وضعیتی بهکار میرود که غم بر دل شخص چیره شده و آرامش او را از بین برده است.
این واژه بار معنایی قویتری از واژههای سادهتر مانند غمگین دارد و به نوعی غم جانفرسا و سخت اشاره میکند. به همین دلیل، در شعر و نثر فارسی بیشتر برای توصیف حالتی بهکار میرود که انسان در اوج اندوه و بیتابی قرار دارد. ترکیباتی چون دل مغتم یا روح مغتم بیانگر این شدت و سنگینی غم هستند و بر تأثیر عاطفی آن میافزایند.
از نظر کاربرد، این کلمه هم در زبان رسمی و ادبی و هم در زبان دینی و عرفانی دیده میشود. شاعران فارسیزبان برای نشاندادن حالتی از اندوه روحانی یا جدایی معنوی، از این واژه استفاده کردهاند. همچنین در متون اخلاقی یا مذهبی، مغتم بودن بهعنوان واکنشی طبیعی به رنجهای دنیا یا فقدان عزیزان توصیف شده است. بنابراین، این واژه علاوه بر جنبهی احساسی، در حوزههای فرهنگی و معنوی نیز جایگاه ویژهای دارد.
لغت نامه دهخدا
مغتم. [ م ُ ت َم م ] ( ع ص ) اندوهگین. اندوهناک. غمگین. غمناک:
ز بهر آنچه کاید باتو گر غمگین بوی شاید
ز بهر آنچه کایدر ماند خواهد چون بوی مغتم.ناصرخسرو.
فرهنگ معین
(مُ تَ مّ ) [ ع. ] (اِمف. ) غم زده.
ویکی واژه
غم زده.
جمله سازی با مغتم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر کسی را به موجبی باری می نشاند به گوشهای مغتم
💡 از بهر چه این کبود طارم پر گرد شده است باز و مغتم؟