معرفی کردن
مترادفها
معرفی نمودن، آشنا کردن
متضادها
پنهان کردن، مخفی کردن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) شناساندن شخصی بدیگری بوسیل. ذکر نام و شغل او.
ویکی واژه
introdurre
presentare
جمله سازی با معرفی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ایدا، لوئیس سرا قبل از معرفی کردن خود به عنوان یک محقق برجسته در دانشگاه رشتهٔ بیو شیمی را تحصیل میکرده. و در ماجرای رزیدنت اویل ۴ بعد پیدا کردن نمونه درست زمانی که در آستانه تحویل نمونه به لیان بود بدست سدلر کشته شد.
💡 به گفته دفتر آمار استرالیا، ۳۰٪ استرالیاییها هیچ دینی ندارند. این گروه شامل خداناباوران هم میشود. بر اساس سرشماری سال ۲۰۱۳ در نیوزیلند، ۴۲٪ جمعیت خود را بدون دین معرفی کردند. در سال ۱۹۹۱ این عدد ۳۰٪ بود. درصد بیدینی در میان مردان بیش از زنان است.
💡 بیشتر رسانهها که پیشتر از ثبتنام گزینهای پوششی برای حمایت از روحانی در انتخابات خبر میدادند، اسحاق جهانگیری را که در آخرین ساعت ثبتنام در انتخابات در وزارت کشور حضور به هم رساند، نامزد پوششی روحانی معرفی کردند.
💡 پس از تبعید، روحانیون اراک وی را دشمن اسلام معرفی کردند و فخر آفاق با شنیدن خبر اعدام چند نفر به خاطر پاکسازی مذهبی در اراک، همراه با خانوادهاش به قم گریخت و توانست با هماهنگی با مقامات دولتی، دوران تبعید را در قم بگذراند.
💡 هدف اصلی این کنفرانس، معرفی کردن آخرین دستاوردهای علمی و تکنولوژیهای نوین در زمینه انرژیهای تجدیدپذیر به متخصصان سراسر جهان است.
💡 مدیر عامل شرکت تصمیم گرفت برای تقویت روحیه کارکنان، یک سیستم جدید برای معرفی کردن بهترین کارمندان ماهانه در جلسات عمومی ایجاد کند.
💡 تصمیم ما بر این است که با معرفی کردن این محصول جدید، جایگاه خود را در بازار جهانی به طور چشمگیری ارتقا دهیم.