لغت نامه دهخدا
مصاید. [ م َ ی ِ ] ( ع اِ ) مصائد. ج ِ مصید. آلت های صیدجانوران. دام: حسن صباح مصاید مکاید بگسترد. ( تاریخ جهانگشای جوینی ). و رجوع به مصائد شود.
مصاید. [ م َ ی ِ ] ( ع اِ ) مصائد. ج ِ مصید. آلت های صیدجانوران. دام: حسن صباح مصاید مکاید بگسترد. ( تاریخ جهانگشای جوینی ). و رجوع به مصائد شود.
(مَ یِ ) [ ع. مصائد ] (اِ. ) جِ مصید و مصیدة، دام ها.
دام ها، تله ها.
( اسم ) جمع مصیده: ۱ - آنچه بدان شکار کنند دامها. ۲ - شکارگاهها.
مصائد
جِ مصید و مصیدة؛ دامها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیدا شده لشگر طمع را در صحن جبین تو مصاید