مصارف

لغت نامه دهخدا

مصارف. [ م َ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ مصرف. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). محل صرف کردن. ( آنندراج ) ( غیاث ): بعضی بر عامه سادات مقیم و مسافر و کافه متصوفه وارد و صادر وقف کردو ریع و ارتفاع آن چون سایر موقوفات و مسبلات ممالک به مصارف استحقاق و محال استیجاب صرف فرموده... ( از المعجم چ دانشگاه ص 12 ). و رجوع به مصرف شود. || مصرفها و خرجها. ( از ناظم الاطباء ). هزینه ها.
- مصارف بیجا؛ خرجهای نامناسب و غیرلازم. ( ناظم الاطباء ). هزینه های غیرضروری.
- مصارف شادی؛ خرج عروسی.
- مصارف ضروری؛ خرجهای لازم و واجب. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(مَ رِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مصرف.

فرهنگ عمید

= مصرف

فرهنگ فارسی

جمع مصرف
(اسم ) جمع مصرف: و بعضی برعام. سادات مقیم ومسافر و کاف. متصوفه وارد و صادر وقف کرده و ریع و ارتفاع آن چون سایر موقوفات و مسبلات ممالک بمصارف استحقاق ومحال استیجاب صرف فرموده...

ویکی واژه

جِ مصرف.

جمله سازی با مصارف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 میان دو کاری که لذت یکی از آن دو بگذرد و پی آمدهایش ماند، و کاری که مصارفش بگذرد و اجرش بماند، تفاوت بسیار است.

💡 مصارف کشاورزی مورد استفاده قرار می‌گرفت که در سالهای اخیر رو به نابودی و تخریب بود.

💡 اول: آنکه آنچه را گرفت در آن اسراف نکند و به غیر مصارف ضروریه نرساند و حبس نکند.

💡 5. مصارف مختلف: علاوه بر تولید انرژی خورشیدی، شیشه‌های رنگی آفتابی نیز در ساخت ورق‌ها و پنل‌ها به کار می‌روند.

💡 طرح بهشت آباد: انتقال آب کارون به استانهای اصفهان، یزد و کرمان برای مصارف صنعتی و کشاورزی.

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز