فرهنگ معین
( ~. خا ) [ ع - فا. ] (ص. )هوادار حکومت مشروطه.
( ~. خا ) [ ع - فا. ] (ص. )هوادار حکومت مشروطه.
(صفت ) آنکه طرفدار مشروطه است مشروطه طلب: ریش. مشروطه خواهان بر کنند پای. دیکتاتوری محکم کنند. ( بهار )
هوادار حکومت مشروطه.
💡 فتنه مشروطه خواهان هوسناک از ستم ملک را افکند در پستی ملک را در عنا
💡 میرزا جزو علمایی است که درانجمن ولایتی اصفهان به حمایت از علمای مشروطه خواه پرداخته، چنانکه جابری انصاری، که خود از جمله اعضای اصلی این انجمن بوده، دربارهٔ او مینویسد:
💡 طباطبایی به روسیه و عثمانی سفر کرده و مشروطه اول عثمانی را دیده و از معدود مشروطه خواهان بوده که با مفاهیم اصلی مشروطیت مثل اهمیت مجلس و مشارکت مردمی آشنا بوده است.
💡 در سال ۱۸۲۰ در پرتغال انقلاب مشروطه رخ داد. جنبشی که توسط مشروطه خواهان لیبرال آغاز شد، منجر به نشست کورتها (یا مجلس مؤسسان) شد، که باید اولین قانون اساسی پادشاهی را تدوین کند. مجلس مؤسسان خواستار بازگشت پادشاه جان ششم شد که از سال ۱۸۰۸ در برزیل زندگی میکرد.
💡 حال این مشروطه خواهان گزافی را بشرح باز راندم با مثال و شاهد آن برملا