لغت نامه دهخدا
مشد. [ م ُ ش ِ ] ( اِخ ) علی بن عمربن قزل ترکمانی. رجوع به علی بن عمربن... و اعلام زرکلی ج 2 ص 683 شود.
مشد. [ م ُ ش ِ ] ( اِخ ) علی بن عمربن قزل ترکمانی. رجوع به علی بن عمربن... و اعلام زرکلی ج 2 ص 683 شود.
علی ابن عمر بن قزل ترکمانی
مشد ( به لاتین: Məşəd ) یک منطقه مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان آق داش واقع شده است. مشد ۱۳۸۲ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اهلی گمشده در راه تو ای کعبه دل چکند گر نزند گامی و پایی نکشد
💡 از عزل سلیمان نبود گر دو سه روزی انگشتریی گمشد از انگشت سلیمان
💡 بتوان به قصر شیرین از جوی شیر رفت باشد دلیل گمشدگان را به یار صبح
💡 در خاک سر کوی تو گمشده دل خواجو فریاد گر آن گمشده را باز نجوئی
💡 تا دل گمشده را بر سر کویت یابیم همه شب تا به سحر خاک درت میبیزیم
💡 دل در فنای وحدت و جان در بقای صرف من گمشده درین دو میان از که جویمت