مشبکی
مشبکی صفتی نسبی است که از «مشبک» گرفته شده و برای توصیف چیزی به کار میرود که دارای ساختار یا ویژگیهای شبکهای و سوراخسوراخ باشد. این واژه معمولاً برای بیان حالتی به کار میرود که در آن اجزا بهصورت منظم یا نامنظم در کنار یکدیگر قرار گرفته و فضاهای خالی میان آنها دیده میشود. از نظر زبانی، هممعنای «مشبک» است، اما کاربرد آن میتواند بر حالت، کیفیت یا چگونگی خاص این ساختار تأکید بیشتری داشته باشد.
در توصیف اشیا، سطوح یا سازهها، به حالتی اشاره دارد که نور، هوا یا مایعات میتوانند از میان خلل و فرج آن عبور کنند. این ویژگی در عناصر معماری، صنایع دستی، هنرهای تزئینی و حتی برخی مفاهیم علمی و فنی دیده میشود. بهعنوان مثال، پنجرههای مشبکی، دیوارهای مشبکی یا الگوهای مشبکی در طراحی، هم کارکرد عملی دارند و هم از نظر زیباییشناسی حائز اهمیتاند.
بهطور کلی، کاربرد این واژه فراتر از یک توصیف سادهٔ ظاهری است و میتواند بیانگر نوعی نظم ساختاری، هماهنگی اجزا و ارتباط میان فضاهای پر و خالی باشد. این واژه در متون رسمی و تخصصی، بهویژه در حوزههای معماری، هنر و توصیف فنی، برای انتقال دقیقتر مفهوم ساختار شبکهای و حالت خاص آن به کار میرود و از این رو، جایگاه مشخص و معناداری در زبان فارسی دارد.
مترادفها
مشبک، توریمانند
لغت نامه دهخدا
مشبکی. [ م ُ ش َب ْ ب َ ] ( ص نسبی )همچون مشبک. دارای حالت و چگونگی مشبک:
در حلم با زمین مطبق برابر است
وز قدر و جاه بر ز سپهر مشبکی.سوزنی.و رجوع به مشبک شود.
فرهنگ فارسی
همچون مشبک
جمله سازی با مشبکی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک امشبکی بیش مجال سخنم نیست فردا همه هنگامه عید و صف بارست