مسموم شدن

لغت نامه دهخدا

مسموم شدن. [ م َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) زهر خوردن. به زهر کشته شدن. ( ناظم الاطباء ). چیز خورانیده شدن. || از اثر یک ماده سمی دچار قی و اسهال و سردرد و سرگیجه شدن. مسمومیت یافتن. و رجوع به مسمومیت شود.

فرهنگ فارسی

زهر خوردن

ویکی واژه

intossicarsi

جمله سازی با مسموم شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مسمومیت‌های دنباله‌دار دانش‌آموزان مدرسه‌های مخصوصاً دخترانه از ۹ آذر ۱۴۰۱، شروع شد و در طی چند ماه (و بلکه به مدت یک سال: از آذر ۱۴۰۱ تا آبان ۱۴۰۲) به گونه زنجیره‌ای، هزاران دانش‌آموز (به ویژه) دختر در بیش از ۵۰۰ مدرسه و در ۲۵ استان و در بیش از ۱۱۰ شهر، مسموم شدند. در برخی از مدرسه‌ها چند بار، مسمومیت ایجاد شد.

💡 مقامات ایران ترور وی توسط اسرائیل را تکذیب کرده و گفتند که آمریکا و اسرائیل از اشراف امنیتی قابل توجهی بر ایران برخوردار نیستند. اما روزنامه نیویورک تایمز مسموم شدن او توسط موساد را تأیید کرد.

💡 بمباران شیمیایی سردشت بمبارانی بود که نیروی هوایی عراق از ۷ تیر۱۳۶۶ با استفاده از بمب‌های شیمیایی در چهار نقطه پرازدحام شهر سردشت (از توابع استان آذربایجان غربی) انجام شد. در این حمله ۱۱۰ نفر از ساکنان غیرنظامی شهر کشته و ۸۰۰۰ تن دیگر نیز در معرض گازهای سمی قرار گرفتند و مسموم شدند.

همیشگی یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز