مسلح کردن
مترادفها
مجهز کردن، مسلح ساختن
متضادها
خلع سلاح کردن، بیسلاح کردن
فرهنگستان زبان و ادب
{arming} [علوم نظامی] تغییر وضعیت سلاح یا مهمات از حالت ضامن به حالت آماده برای شروع آتش
ویکی واژه
تغییر وضعیت سلاح یا مهمات از حالت ضامن به حالت آماده برای شروع آتش.
جمله سازی با مسلح کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شکل، ناودانی یا قوطی نیز برای مسلح کردن بتن استفاده میشود. آج در میلگرد به منظور درگیر کردن فولاد در بتن است بدین منظور آج در میلگرد به صورت مارپیچ و با عمق استاندارد ایجاد میشود تا بتواند سطح درگیری میلگرد و بتن بالا رود.
💡 بر اساس این توافق مازندران میبایست به اهالی اتریش اجازه ورود و خروج و گردش و زندگانی دهد و در مقابل اتریش نیز باید در مسلح کردن نیروهای گارد ملی مازندران اقدام کرد.