مستنظر
مترادفها
مورد نظر، لحاظ شده
متضادها
غیرمنتظره، نادیده گرفته شده
لغت نامه دهخدا
مستنظر. [ م ُ ت َ ظِ ] ( ع ص ) مهلت خواهنده و آنکه مهلت می خواهد. ( ناظم الاطباء ). || درخواست کننده «نظرة» از کسی. ( از اقرب الموارد ). رجوع به نظرة شود. || منتظرشونده کسی را. ( از اقرب الموارد ). رجوع به استنظار شود.
مستنظر. [ م ُ ت َ ظَ ] ( ع اِ ) جایگاه نظاره کردن:
اندیشه نردبان کند از وهم و برشود
از منظر سپهر به مستنظر سخاش.خاقانی.
فرهنگ معین
(مُ تَ ظِ ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - آنکه مهلت خواهد، مهلت خواهنده. ۲ - انتظار دارنده.
جمله سازی با مستنظر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اندیشه نردبان کند از وهم و بر شود از منظر سپهر به مستنظر سخاش