متسائل
مترادفها
پرسشگر، سوالکننده
متضادها
پاسخدهنده، مطمئن
لغت نامه دهخدا
متسائل. [ م ُ ت َ ءِ ]( ع ص ) خواهنده چیزی را همدیگر. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). مر یکدیگر پرسنده و خواهنده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تسأل و تساؤل شود.
فرهنگ فارسی
خواهنده چیزی را همدیگر