مستشار به معنای فردی است که به دلیل دانش و تجربهاش، مورد مشورت قرار میگیرد. در حوزه حقوقی، این کلمه به شخصی اطلاق میشود که دارای پایه قضایی بوده و حق رأیی برابر با رئیس دادگاه دارد. مستشاران نظامی یا رزمی در زمینه مسائل نظامی مشاوره ارائه میدهند. برخی از آن ها، سربازانی هستند که به کشورهای دیگر اعزام میشوند تا در زمینه آموزش نظامی، سازماندهی و انجام وظایف مختلف نظامی به آن کشورها یاری رسانند. قدرتها یا سازمانهای خارجی ممکن است این سربازان را برای حمایت از کشورها یا جنبشهای شورشی اعزام کنند، در حالی که تلاش میکنند خطر تلفات احتمالی را به حداقل رسانده و از پیامدهای سیاسی ناشی از به کارگیری علنی نیروهای نظامی برای کمک به یک متحد جلوگیری کنند.
مستشار
لغت نامه دهخدا
مستشار. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی ازاستشارة. مشورت کرده شده یعنی آنکه با او مشورت کنند و از او صلاح پرسند. ( غیاث ) ( آنندراج ). کنکاش خواسته شده. کسی که از او طلب مشورت کنند. ( ناظم الاطباء ). مصلحت گذار. رای زن. رجوع به استشارة شود
فرهنگ معین
(مُ تَ ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - طرف مشورت، رایزن. ۲ - متخصصی که از کشورهای خارج برای اصلاح وزارتخانه یا اداره ای استخدام کنند.، ~ سفارت رای زن سفارت.
فرهنگ عمید
۱. (سیاسی ) [منسوخ] رایزن.
۲. [قدیمی] کسی که با او مشورت می کنند، طرف مشورت.
فرهنگ فارسی
مشورت کرده شده، کسی که بااومشورت کنند، طرف شور و مشورت، رایزن
( اسم ) ۱ - کسی که با او مشورت کنند و صلاح پرسند رای زن: مشورت باعقل کردم گفت: حافظ. می بنوش. ساقیا. می ده بقول مستشار موتمن. (حافظ ) ۲ - متخصصی که از کشوری خارج برای اصلاح وزارت خانه یا اداره ای استخدام کنند. یا مستشار سفارت. رای زن سفارت.
جمله سازی با مستشار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ازین سودا بیابی غبن فاحش بماند مستشارت در تغابن
💡 گفت پیغامبر بکن ای رایزن مشورت کالمستشار مؤتمن
💡 ناصح من کژ نهاد و برد ز راهم شرط امینی و مستشار نه این بود