مساند

لغت نامه دهخدا

مساند. [ م َ ن ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مُسنَد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به مسند شود. || ج ِ مِسنَد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مسند شود.
مساند. [ م ُ ن ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر مساندة. رجوع به مساندة شود.

فرهنگ معین

(مَ نِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مسند.

فرهنگ عمید

= مَسند

فرهنگ فارسی

جمع مسند
( اسم ) جمع مسند.

ویکی واژه

جِ مسند.

جمله سازی با مساند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرجع مسند تو بر مساند چو براقلیم ها اقلیم رابع

روش یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز