لغت نامه دهخدا
مرزیده. [ م ُ دَ / دِ ] ( ن مف ) که با وی مقارنه و نزدیکی کرده باشند. مفعول. رجوع به مرزیدن و مُرز شود.
مرزیده. [ م ُ دَ / دِ ] ( ن مف ) که با وی مقارنه و نزدیکی کرده باشند. مفعول. رجوع به مرزیدن و مُرز شود.
(مَ یا مُ دَ یا دِ ) (اِمف. ) کسی که با او جماع کرده باشند، ج. مرزیدگان.
کیب که با او جماع کرده باشند جمع: مرزیدگان.
کسی که با او جماع کرده باشند؛
مرزیدگان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیمبر گفت چون تو توبه کردی یقین میدان که آمرزیده گردی
💡 آمرزیده باد که چون بخواند کاتب وناشر را بفاتحه یاد کند.
💡 نوع پنجم: جمعی هستند که فریب شیطان، بعضی نامشروعات را عبادت خدا پنداشته اند، و آنها را به جا می آورند و به واسطه آنها توقع آمرزش دارند بلکه خود را آمرزیده می دانند.
💡 و فرمودند: «الیقین الایمان کله» یعنی: «همه ایمان یقین است» و نیز از آن حضرت مروی است که «هیچ آدمی نیست مگر اینکه از برای او گناهان بسیار است و لیکن هر که عقل او تام و یقین او کامل باشد گناهان ضرر نمی رساند، زیرا که هرگاه گناهی کند پشیمان می شود و استغفار می کند گناهان او آمرزیده می شود و فضیلتی از برای او باقی می ماند که او را داخل بهشت می کنند».
💡 عاشقان را از ملامت باک نیست کاین گنه دیر است کآمرزیدهاند
💡 و در حدیث وارد است که «مومن هر گناهی را که کرده آن را مانند کوهی می بیند که بر بالای سر او باشد و ترسد که بر او افتد و منافق گناه را مثل مگسی بیند که بر بینی او نشیند پس آن را بپراند» و از حضرت پیغمبر مروی است که «بپرهیزد از محقرات از گناهان، که آنها آمرزیده نشوند عرض کردند که محقرات گناه کدام اند؟ فرمود که آن است که مردی گناهی کند و بگوید خوشا به حال من اگر غیر از این گناهی نداشتم».