مراجع. [ م َ ج ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مرجع. ( منتهی الارب ). رجوع به مَرجَع شود.
مراجع. [ م ُ ج ِ ] ( ع ص ) زن که به موت شوی به خانه پدر و مادر خود بازگردد. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). در اقرب الموارد بدین معنی «راجع» و در متن اللغة راجع و مُرجِع آمده است. || رجوع کننده. مراجعه کننده. ج، مراجعین، مراجعان. کسی که از پی کاری آمده است. || مراجعت کننده. بازگردنده. ج، مراجعین، مراجعان.
(مُ جِ ) [ ع. ] (اِفا. ) در تداول فارسی به معنای مراجعه کننده، رجوع کننده. ج. مراجعین.
(مَ جِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مرجع.، ~ تقلید مجتهدانی که مردم از آنان در احکام شرعی تقلید کنند.، ~ قانون منابعی که قوانین از آن ها اقتباس و استنباط شده است.، ~قانونی مؤسسات و اداراتی که بر طبق قانون برای مراجعة افراد به منظور تنظیم روابط افراد با هم
= مرجع
رجوع کننده.
(اسم ) ۱- زنیکه پس از مرگ شوهر بخان. اقوام خویش بازگردد. ۲- مراجعه کننده رجوع کننده جمع: مراجعین.
{bibliography , references} [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] سیاهه ای از کتاب ها و مقالات و سایر منابع که در نوشته ای مورد استناد قرار می گیرند متـ. مآخذ
جِ مرج
در تداول فارسی به معنای مراجعه کننده، رجوع کننده.
مراجعین.
~ تقلید مجتهدانی که مردم از آنان در احکام شرعی تقلید کنند.؛ ~ قانون منابعی که قوانین از آنها اقتباس و استنباط شده
~قانونی مؤسسات و اداراتی که بر طبق قانون برای مراجعة افراد به منظور تنظیم روابط افراد با همدیگر و روابط افراد با دولت تأسیس شدهاند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گویند این سخن با حسن بن علی افتاد، در وی اثر کرد، و او را مراجعت کرد.
💡 صبا به گردِ من اندر مراجعت نرسد سمندِ توسنِ شوق ترا چو بر کردم
💡 دوم مراجعت فخر دهر و مر کز ملک بتختگاه شهنشاه کامران آمد
💡 اول از منزل خاکی قدم بیرون باید نهاد و آن آخرین منزلی است از منازل دنیا روح را در وقت تعلق بدنیا و اولین منزلی است از منازل آخرت در وقت مراجعت. ازینجاست که چون شخص را در خاک مینهند میگویند «هذا آخر منزل من منازل الدنیا و اول من منازل الاخره».