مرآه

مرآه، واژه‌ای اصیل و کهن در زبان فارسی، به‌عنوان اسمی مترادف با زن به کار می‌رود. این کلمه، برخلاف استفاده رایج در برخی گویش‌های محلی که معنای همسر را نیز افاده می‌کند، در متون معیار و رسمی عمدتاً دلالت بر مفهوم کلیِ جنس مؤنث دارد. کاربرد این اصطلاح، عموماً در حوزه‌های ادبی، تاریخی و برخی متن‌های کلاسیک مشاهده می‌شود و حامل بار فرهنگی و ادبی غنی‌ای است.

در بررسی ریشه‌شناختی، این واژه از زبان عربی وارد فارسی شده و در اصل به معنای آینه است. این انتقال معنایی، احتمالاً بر پایه تشبیه زیبایی و تابندگی زن به صفا و روشنی آینه شکل گرفته است؛ همان‌گونه که آینه، تصویری صیقلی و شفاف ارائه می‌دهد، این واژه نیز در ادبیات کهن گاه برای توصیف جمال و ظرافت به کار رفته است. بنابراین، کاربرد آن بیش از آن که جنبه عامیانه داشته باشد، حامل پیوندی استعاری و نمادین با مفاهیم انعکاس، نور و زیبایی است.

با این وجود، در فارسی معیار و نوین، واژه زن به‌عنوان اصلی‌ترین و فراگیرترین اصطلاح برای این مفهوم مورد استفاده قرار می‌گیرد. کاربرد مرآه در متن‌های رسمی امروزی بسیار محدود است و عمدتاً به حوزه مطالعات ادبی، تحقیقات تاریخی یا بافت‌های خاصِ سبک‌شناختی اختصاص دارد. لذا، رعایت دقیق و کاملِ هنجارهای نگارش معاصر ایجاب می‌کند که در بیشتر متون رسمی از واژه استاندارد زن استفاده شود، مگر در مواردی که با قصد و هدفی ادبی یا تخصصی همراه باشد.

فرهنگ معین

( مرأة ) (مَ ءَ ) [ ع. ] (اِ. ) زن.

فرهنگ فارسی

زن
( اسم ) زن.

جمله سازی با مرآه

💡 ز بیقراری نبض نفس توان دانست که عمرآهوی وحشت‌کمند بی‌سببی‌ست