لغت نامه دهخدا
مدمر. [ م ُ دَم ْ م ِ ] ( ع ص ) هلاک شده. ( فرهنگ فارسی معین ). نعت مفعولی است از تدمیر. رجوع به تدمیر شود.
مدمر. [ م ُ دَم ْم ِ ] ( ع ص ) هلاک کننده. دماربرآورنده. ( فرهنگ فارسی معین ). نعت فاعلی است از تدمیر. رجوع به تدمیر شود.
مدمر. [ م ُ دَم ْ م ِ ] ( ع ص ) هلاک شده. ( فرهنگ فارسی معین ). نعت مفعولی است از تدمیر. رجوع به تدمیر شود.
مدمر. [ م ُ دَم ْم ِ ] ( ع ص ) هلاک کننده. دماربرآورنده. ( فرهنگ فارسی معین ). نعت فاعلی است از تدمیر. رجوع به تدمیر شود.
(مُ دَ مِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) هلاک کننده، دمار برآورنده.
(مُ دَ مِّ)
هلاک کننده، دمار برآورنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این کتاب نخستینبار توسط شخصی بهنام «محمدمراد بن عبدالرحمان» در قرن یازدهم هجری به فارسی برگردانده شدهاست. این ترجمه توسط سید محمد شاهمرادی تصحیح شده و از سوی انتشارات دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۱ انتشار یافتهاست. در دورهٔ محمدشاه یا ناصرالدینشاه توسط یکی از برادران محمد شاه به نام جهانگیر میرزا (پسر سوم عباس میرزا که بعدها به دستور محمد شاه قاجار کور شد) به فارسی برای بار دوم برگردانده شد و به دلخواه مترجم مطالبی از آن کاسته یا به آن افزوده گردید.