محلوب

لغت نامه دهخدا

محلوب. [ م َ ] ( ع ص ) سِقاءٌ محلوب و حُلَّبی؛ مشک دباغت یافته شده به گیاه حلب. ( منتهی الارب ). || دوشیده شده: و آن را از بهر آن عروض خواندند که معروض ٌعلیه شعر است... و آن فعول است به معنی مفعول چنانکه رکوب به معنی مرکوب و حلوب به معنی محلوب. ( المعجم فی معاییر اشعار العجم ص 27 ). دوشیده.

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) دوشیده شده.

فرهنگ فارسی

(اسم ) دوشیده شده: و آن فعولی است بمعنی مفعول چنانکه رکوب بمعنی مرکوب و حلوب بمعنی محلوب.

ویکی واژه

دوشیده شده.

جمله سازی با محلوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طلق محلوب ولای تو بتن مالیدم تا که دوزخ نکند بر بدنم حراقی

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
لس شدن یعنی چه؟
لس شدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز