لغت نامه دهخدا
محضور. [ م َ ] ( ع ص ) چیزی با بسیار آفت که پریان بر آن حاضر شوند. یقال اللبن محضور فغط اناءَ ک و کذلک الکنف محضورة؛ یعنی شیر دارای آفت بسیار است که پریان بر آن حاضر میشوند پس پر کن ظرف خود را از آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
محضور. [ م َ ] ( ع ص ) چیزی با بسیار آفت که پریان بر آن حاضر شوند. یقال اللبن محضور فغط اناءَ ک و کذلک الکنف محضورة؛ یعنی شیر دارای آفت بسیار است که پریان بر آن حاضر میشوند پس پر کن ظرف خود را از آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) ۱ - حاضر شده. ۲ - چیزی با بسیار آفت که پریان بر آن حاضر شوند.
(اسم ) ۱ - حاضر شده. ۲ - چیزی با بسیار آفت که پریان بر آن حاضر شوند.
حاضر شده.
چیزی با بسیار آفت که پریان بر آن حاضر شوند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو ملک هستی گردد به نیستی محضور نکوتر آنکه عنان سوی نیستی رانی