مجاذبت

لغت نامه دهخدا

مجاذبت. [ م ُ ذَ ب َ / م ُ ذِ ب َ ] ( ع مص ) مجاذبة. منازعت کردن: و ملک می داند... که میان من و گاو هیچ چیز از اسباب منازعت و دواعی مجاذبت و عداوت قدیم... نبود. ( کلیله و دمنه ). یکی را اختیار کردند تا قایم مقام برادر بنشست، برادر دیگر را که مجاذبت ملک می نمود از دست برداشتند. ( جهانگشای جوینی ج 2 ص 89 ). و رجوع به مجاذبة و مجاذبه شود.
مجاذبة. [م ُ ذَ ب َ ] ( ع مص ) با کسی نزاع کردن در کشیدن چیزی.( تاج المصادر بیهقی ). منازعت کردن. جِذاب. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). منازعت کردن با هم درکشیدن چیزی. ( آنندراج ). || برگردانیدن کسی را ازجای. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). || با یکدیگر چیزی را کشیدن. ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(مُ ذَ یا ذِ بَ ) [ ع. مجاذبة ] (مص م. ) نزاع کردن و کشمکش کردن.

فرهنگ عمید

۱. همدیگر را کشیدن.
۲. با هم نزاع کردن.
۳. نزاع و کشمکش.

ویکی واژه

مجاذبة
نزاع کردن و کشمکش کردن.

جمله سازی با مجاذبت

💡 و غالب ظن آنست که قاصدان،آن گوشت در منزل شگال نهاده باشند، و این قدر در جنب کید حاسدان و مکر دشمنان اندک نماید. و محاسدت اهل بغی پوشیده نیست خاصه جایی که اغراض معتبر در میان آمد. و مرغ در اوج هوا و ماهی در قعر دریا وسباع در صحن دشت از قصد بدسگالان ایمن نتواند بود، و شکره اگر صیدی کند هم آن مرغان که در پرواز از وی بلندتر باشند و هم آن که از وی پستتر باشند در آن قدر گرد مغالبت و مجاذبت برآیند؛ و سگان برای استخوانی که در راه یابند با یک دیگر همین معاملت بکنند؛ و خدمتگاران تو در منزلهایی که کم از رتبت شگال است حسد را می‌دارند، اگر در آن درجه منظور مناقشتی رود بدیع نیاید. در این کار تاملی شافی فرمای و تدارک آن از نوعی اندیش که لایق بزرگی تو باشد، که چون حقیقت حال شناخته گشت کشتن او بس تعذری ندارد.

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز