مثلثی

لغت نامه دهخدا

مثلثی. [ م ُ ث َل ْ ل َ ] ( حامص ) مثلث بودن. || ( ص نسبی ) همچون مثلث خوشبوی و عطرآمیز:
کرده به صدر کعبه در بهر مشام عرشیان
خاک درت مثلثی دخمه چرخ مجمری.خاقانی.و رجوع به مُثَلَّث ( معنی هفتم ) شود.

فرهنگ فارسی

مثلث بودن

جمله سازی با مثلثی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مثلثی است موالید بهر رفتن تو درین بساط مربع تو خشت وار مخسب

💡 چو گرد خلق تو کرددز حلم و جود و تواضع مثلثی بکف آرد سپهر مجمره سیما

💡 کرده به صدر کعبه در، بهر مشام عرشیان خاک درت مثلثی، دخمهٔ چرخ اخضری

💡 مثلثی ست غبار عبیر درگاهت که خاک اوست به از خون نافه ختنش

💡 تخت تو در مربعی، عرشی و کعبه‌ای کند شاه مثلثی از آن کاختر چرخ اخضری

💡 نادر مثلثی که تو داری بخور حلال خمخانهٔ ابد خنک آ، کاندرو خزید

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز