متلف

لغت نامه دهخدا

متلف. [ م َ ل َ ] ( ع اِ ) جای هلاک. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). جای هلاک و محل خوفناک. ( ناظم الاطباء ). || بیابان. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
متلف. [ م ِ ل َ ]( ع ص ) بسیار تلف کننده. یقال رجال مخلاف متلاف و مخلف متلف. ( منتهی الارب ). بسیار تلف کننده. یقال رجل مخلف متلف. ( ناظم الاطباء ).
متلف. [ م ُ ل ِ ] ( ع ص ) تلف کننده و خراب و ضایعکننده.( غیاث ) ( از آنندراج ). خراب کننده و هلاک کننده. ( ناظم الاطباء ). مُهلِک. ( محیط المحیط ) ( از اقرب الموارد ). مهلک. کشنده. قاتل. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || تلف کننده و بر باد دهنده و اسراف کننده و مسرف و بی جا خرج نماینده و ضایع کننده و مبذر. ( ناظم الاطباء ). مسرف. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

(مُ لِ ) [ ع. ] (اِفا. ) تلف کننده، تباه کننده، ج. متلفین.

فرهنگ عمید

کسی که چیزی را ضایع و نابود می کند، تلف کننده، اسراف کننده.

فرهنگ فارسی

تلف کننده، نابودکننده
( اسم ) تلف کننده تباه کننده جمع: متلفین.
بسیار تلف کننده

ویکی واژه

تلف کننده، تباه کننده؛
متلفین.

جمله سازی با متلف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فالقلب مهلکه حنین مفرط والجسم متلفه لسان ناطق

💡 الا یا متلفی زرنی لتحیینی و تنشرنی قد استولیت فانصرنی فان الفضل بالاحسان

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز