متفقا

مترادف‌ها

تصادفی، اتفاقی، ناگهانی

متضادها

عمداً

لغت نامه دهخدا

( متفقاً ) متفقاً. [ م ُت ْ ت َ ف ِ قَن ْ ] ( ع ق )به اتفاق. جمعاً. متحداً: متفقاً وارد خانه شدند.

فرهنگ معین

( متفقاً ) (مُ تَ فِ قَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) به اتفاق، با هم.

فرهنگ فارسی

باتفاق متحدا جمعا: متفقا وارد مجلس شدند.

جمله سازی با متفقا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تا نرود از کفتان این گهر متفقانه بفرازید سر

💡 گفت که هان جمله تکاپو کنید متفقا قوت و نیرو کنید

💡 چون عشق و خرد متفقا فال زدند یک قطره از آن چکیده، آنهم دل شد

💡 ما که سال‌ها از یکدیگر دور بودیم، متفقا در یک کنفرانس بین‌المللی در کشور ثالث با هم روبرو شدیم که بسیار عجیب بود.

💡 او در حالی که داشت به یاد خاطرات قدیمی می‌کرد، متفقا با نگاهی به پنجره، به همان کسی فکر می‌کرد که در خیابان گذشت.

💡 در جریان بحث‌های طولانی، هر دو طرف متفقا به این نتیجه رسیدند که همکاری مشترک تنها راه حل منطقی برای این مشکل است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران