لغت نامه دهخدا
( متفقاً ) متفقاً. [ م ُت ْ ت َ ف ِ قَن ْ ] ( ع ق )به اتفاق. جمعاً. متحداً: متفقاً وارد خانه شدند.
( متفقاً ) متفقاً. [ م ُت ْ ت َ ف ِ قَن ْ ] ( ع ق )به اتفاق. جمعاً. متحداً: متفقاً وارد خانه شدند.
( متفقاً ) (مُ تَ فِ قَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) به اتفاق، با هم.
باتفاق متحدا جمعا: متفقا وارد مجلس شدند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا نرود از کفتان این گهر متفقانه بفرازید سر
💡 گفت که هان جمله تکاپو کنید متفقا قوت و نیرو کنید
💡 چون عشق و خرد متفقا فال زدند یک قطره از آن چکیده، آنهم دل شد