این واژه به چیزها، موضوعات یا افرادی گفته میشود که در یک دسته یا گروه مشخص قرار نمیگیرند و از نظر نوع، ویژگی یا کاربرد با یکدیگر متفاوت هستند. این واژه از ریشه «تفرقه» و «تفریق» گرفته شده و در اصل به معنای پراکنده، جدا از هم و غیرهمگون است. هنگامی که از «امور متفرقه» یا «کالاهای متفرقه» سخن گفته میشود، منظور مجموعهای از موارد گوناگون و متفاوت است که نمیتوان آنها را در یک طبقهبندی واحد جای داد. این واژه در زبان فارسی کاربرد گستردهای دارد و در حوزههای مختلف مانند تجارت، آموزش، مدیریت، حسابداری و گفتوگوهای روزمره به کار میرود. برای مثال، در فروشگاهها بخشی با عنوان «اجناس متفرقه» وجود دارد که شامل کالاهایی با انواع و کاربردهای متفاوت است و در دستههای اصلی فروشگاه قرار نمیگیرند. همچنین در جلسات اداری، عبارت «موضوعات متفرقه» به مسائلی اشاره دارد که خارج از دستور اصلی جلسه هستند، اما بررسی آنها ضروری یا سودمند است. این واژه معمولاً بار معنایی منفی ندارد و تنها بیانگر تنوع، پراکندگی یا عدم تعلق به یک گروه مشخص است. این واژه به ما کمک میکند تا مجموعهای از امور مختلف و ناهمگون را با یک عنوان کلی معرفی کنیم و از تکرار نام تکتک آنها پرهیز نماییم. بنابراین، این کلمه به معنای پراکنده، گوناگون و خارج از دستهبندی مشخص است و برای اشاره به مجموعهای از موارد متفاوت و غیرهمسان به کار میرود.
متفرقه
لغت نامه دهخدا
( متفرقة ) متفرقة. [ م ُ ت َ ف َرْ رِق َ ] ( ع ص ) تأنیث متفرق. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). جداگانه. پراکنده: و قال یا بنی لاتدخلوا من باب واحد و ادخلوا من ابواب متفرقة.... ( قرآن 67/12 ). || دسته ای از نگهبانان مخصوص سلطان عثمانی در قرارگاههای دربار قدیم تر»، که دارای وظایف [= مقرّری ] و موقع خاصی بوده اند. ( از دایرةالمعارف اسلامی ). || نیزه دار و کماندار که در سفر ملازم پادشاه می باشند. || اسب یدک. || متفرقه. از هم پاشیده. || پراکنده. جدا. گوناگون. مختلف. ( ناظم الاطباء ). || در تداول امروز، اشخاص بیگانه. اشخاص غیر مربوطبه جا و یا دستگاهی: ورود افراد متفرقه ممنوع است.
فرهنگ معین
(مُ تَ فَ رِّ قِ ) [ ع. متفرقة ] (اِفا. ) ۱ - مؤنث متفرق، ج. متفرقات. ۲ - اشخاص و اشیاء مختلف. ۳ - اشخاص بیگانه.
فرهنگ فارسی
(اسم ) ۱ - مونث متفرق جمع: متفرقات. ۲ - اشخاص و اشیائ متخلف: یعنی اهل بازار و روستا و متفرقه... ۳ - گروهی از نگهبانان سلطنتی. ۴ - اشخاص بیگانه: ورود اشخاص متفرقه ممنوع است.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی مُّتَفَرِّقَةٍ: جدا جدا - متعدد - متفرق
ریشه کلمه:
فرق (۷۲ بار)
ویکی واژه
مؤنث متفرق؛
متفرقات.
اشخاص و اشیاء مختلف.
اشخاص بیگانه.
جمله سازی با متفرقه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شامل روایات متفرقه نامهها و احادیث طولانی که از امامان نقل شده است.
💡 موضوعات متفرقه زیادی در ارتباط با آمیزش جنسی وجود دارد که در این بخش مختصراً به چند مورد از آن پرداخته میشود.