متخیل

مترادف‌ها

خیالی، تصورشده، افسانه‌ای

متضادها

واقع‌گرا، عینی، واقعی

لغت نامه دهخدا

متخیل. [ م ُ ت َ خ َی ْ ی ِ ] ( ع ص ) به فراست دریابنده خیر یا شر را. ( آنندراج ). کسی که تصور می کند و توهم می نماید خوبی وبدی را. ( ناظم الاطباء ). خیال کننده. || آسمان که مستعد باریدن باشد. ( آنندراج ). آسمان ابردار. || ابر آماده باریدن. ( ناظم الاطباء ). || تکبر کننده. ( آنندراج ). کسی که به گمان وپندار و دروغ تصور بلندی و رفعت را درباره خود نماید. ( ناظم الاطباء ). || خیالی و وهمی. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تخیل شود.
متخیل. [ م ُ ت َ خ َی ْ ی َ ] ( ع ص ) زمین پوشیده شده از گیاه و سبزی بسیار. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به متخایل و متخایله شود. || خیال شده. ( فرهنگ فارسی معین ): و آن صورت متخیل اندر وی نشاند. ( دانشنامه، از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به تخیل و ماده بعد شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ خَ یِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - خیال کننده. ۲ - متکبر.

فرهنگ عمید

خیال شده.

فرهنگ فارسی

خیال کننده، آنکه تصوروتوهم میکند
( اسم ) ۱ - خیال کننده. ۲ - متکبر جمع: متخیلین.

جمله سازی با متخیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و متخیله را نگر که این معانی را با هم جمع و ترکیب، و از میان آنها آنچه موافق مصلحت است جدا می کند.

💡 هر کس قوت متخیله و حس مشترک وی صافی‌تر بود از تعلقات، خبر او راست تر و درست‌تر باشد. خواب هم از این قبیل است.

💡 نویسندگان بزرگ داستان‌های علمی-تخیلی، دارای ذهنی بسیار متخیل هستند که می‌توانند جهان‌هایی کاملاً متفاوت و فراتر از درک معمول بشر را خلق کنند.

💡 کودک با نگاهی متخیل به یک جعبه مقوایی ساده، آن را به یک قلعه باشکوه در دنیای جادو و افسانه‌ها تبدیل می‌کند که در آن زندگی می‌کند.

💡 برای حل مشکلات پیچیده مهندسی، گاهی نیاز به یک رویکرد متخیل و خلاقانه داریم تا فراتر از روش‌های سنتی و تکراری به دنبال راه حل باشیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران