لغت نامه دهخدا
( متارکة ) متارکة. [ م ُ رَ ک َ ] ( ع مص ) دست از یکدیگر بداشتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( ازاقرب الموارد ) ( از تاج المصادر بیهقی ). || جفای یکدیگر بگذاشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || مصالحه کردن در بیع. ( از اقرب الموارد ).
متارکه. [ م ُ رَ ک َ ] ( ع مص ) ترک گفتگو و مناقشه و منازعه و مجادله بطور موقت. ( ناظم الاطباء ). ترک کردن. دست برداشتن از یکدیگر. || قطع رابطه با همسر خویش. و رجوع به متارکة و ماده بعد شود.