مبرک

لغت نامه دهخدا

مبرک. [ م َ رَ ] ( ع اِ ) جای خواب شتران. ج، مبارک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). معطن. مناخ. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). یقال: «فلان لیس له ُ مبرک جمل »؛ ای لاشی له. ( اقرب الموارد ). || نشستنگاه. ج، مبارک. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
مبرک. [ م َ رَ ] ( اِخ ) موضعی است به تهامه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جایگاهی است در تهامه به نزدیکی مکه و سوره فیل در این مکان فرود آمده است. ( از معجم البلدان ).
مبرک. [ م َ رَ ] ( اِخ ) خانه ای است در مدینه که هرگاه رسول اﷲ( ص ) به هجرت آمده ناقه اش در آنجا فروخفت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آن جای از مدینه منوره که شتر آن حضرت صلی اﷲعلیه و اله در هجرت در آنجای خفت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(مَ رَ ) [ ع. ] (اِ. ) جای خواب شتران، ج. مبارک.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جای خواب شتران جمع: مبارک.
خانه ایست در مدینه

ویکی واژه

جای خواب شتران؛
مبارک.

جمله سازی با مبرک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تراکی‌گفت پیغمبرکه یاالله‌کن از بر ترا گفت از همه بگذر که یاالله را دانی

💡 اگر شکر فراوان کرد پیغمبرکه مولودش پدید آمد در ایام شهی عادل چو نوشروان

💡 به وادیی که کند خضر توشه از دل خویش گمان مبرکه ترا توشه سفر بخشند

💡 شکر خدا و نعت پیمبرکنم از آنک افزود آن به نعمت و این بر خطر مرا

💡 مرا که نام بر آمد کنون ببدنامی گمان مبرکه غم از ننگ و نام خواهد بود

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز