مبارزات
مترادفها
نبردها، جنگها، ستیزها، کشمکشها، پیکارها
متضادها
صلح، آرامش، سازش
لغت نامه دهخدا
مبارزات. [ م ُ رَ / رِ ] ( ع اِ ) ج ِ مبارزه و رجوع به مبارزه شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع مبارزه: مبارزات سیاسی
جمله سازی با مبارزات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او در انتخابات فدرال ۱۹۹۷ برای مجلس عوام کانادا مبارزات انتخاباتی کرد، اما در برابر نامزد مستقل جان نونزیاتا در یورک ساوت وستون سوم شد.
💡 آرش و شیده دوستان دوران کودکی هستند که مبارزات انقلابی آنها را به هم میرساند.
💡 از دیگر رمانهای او باید به رمان سالهای بنفش و رمان شب ناسور اشاره کنیم که به موضوع مبارزات مردم در سالهای قبل از انقلاب میپردازد.
💡 سرکوب گروه قومی هزاره توسط طالبان، که عمدتاً شیعه مسلمان هستند، به ویژه شدید بود. اگرچه درگیری بین هزارهها و طالبان از نظر مذهبی سیاسی و نظامی بود، و نمیتوان با اطمینان گفت که طالبان فقط به دلیل اعتقادات مذهبی خود، وابستگی مذهبی به مبارزات خود علیه شیعه درگیر شدهاند. هزارهها ظاهراً عامل مهمی در سرکوب آنها بودند.