ماسور

لغت نامه دهخدا

ماسور. ( ص ) چیزی درهم آمیخته را گویند و به این معنی با سین نقطه دار هم آمده است چه در فارسی سین و شین به هم تبدیل می یابند. ( برهان ). در برهان بر وزن ناسور به معنی چیز درهم آمیخته آورده. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). هرچیز درهم آمیخته. ( ناظم الاطباء ). =ماشور =ماشوره. چیزی درهم آمیخته. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به ماشور و ماشوره شود.
ماسور. ( اِخ ) دهی از دهستان کرگاه است که در بخش ویسیان شهرستان خرم آباد واقع است و 400 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
مأسور. [ م َءْ] ( ع ص ) گرفتار و محبوس. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اسیر. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ):
پنج حسی از برون مأسور اوست
پنج حسی از درون مأمور اوست.مولوی.|| کسی که به احتباس بول مبتلا باشد. ( منتهی الارب ). مبتلا به حبس بول. ( ناظم الاطباء ). بول گرفته. ( بحر الجواهر ). شاش بند شده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

[ ع. ] (ص. ) ۱ - گرفتار، محبوس.۲ - کسی که به احتباس بول مبتلی است.
(اِ. ) = ماشور. ماشوره: چیزی در هم آمیخته.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- گرفتار محبوس. ۲- کسی که باحتباس بول مبتلی است.
گرفتار و محبوس

ویکی واژه

گرفتار، محبوس.
کسی که به احتباس بول مبتلی
ماشور. ماشوره: چیزی در هم آمیخته.

جمله سازی با ماسور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درخور هرکسوت اینجا تار و پود دیگر است بر نوای نی متن ماسورهٔ جولاه را

💡 دَه انگشتش چو دَه ماسورهٔ عاج؛ به سر بر هر یکی را فَندُقی تاج.

💡 فزون ز پایه ی خود، کامی از جهان مطلب که آب رزق به ماسوره می خورد جولاه

💡 تا آمد و رفت نفس می‌بافت وهم پیش و پس ماسوره چون بی‌رشته شد بیرون ماکو می‌زند

💡 وا شدن از خویشتن هست ز ماسوره سهل چونک سر رشته یافت خصم ز ماسوره‌ای

💡 پوچ بافان امل را هر قدر وا می‌رسی رشتهٔ ماسورهٔ جولاه خواهی یافتن

ریسنده یعنی چه؟
ریسنده یعنی چه؟
شب زده یعنی چه؟
شب زده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز