مابی

لغت نامه دهخدا

( مآبی ) مآبی. [ م َ ] ( ص نسبی ) مأخوذ از تازی، وبائی و طاعونی. ( ناظم الاطباء ).
- امراض مآبیه؛ امراض طاعونی. ( از فرهنگ جانسون ). امراض وبائی. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( م آبی ) وبائی و طاعونی

جمله سازی با مابی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مابین آسمان و زمین جای عیش نیست یک دانه چون جهد ز میان دو آسیا؟

💡 دامان دل بدست کدورت نمی رسد مابین رنگ و آینه سد سکندرست

💡 عین هم هستیم مابی کم و کاست در حقیقت واسطه هم عین ماست

💡 گفتم که کنم جان و جهان در سر کارش قول من بیچاره کمابیش نباشد

💡 تو مابین این دو ره پیش گیر برو پای درکش سر خویش گیر

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز