فرهنگ معین
(مُ ءَ لِّ ) [ ع. ] (ص فا. ) ۱ - گردآورنده، فراهم آورنده. ۲ - نویسندة کتاب.
(مُ ءَ لِّ ) [ ع. ] (ص فا. ) ۱ - گردآورنده، فراهم آورنده. ۲ - نویسندة کتاب.
نوشته ای که مطالبی در آن گردآوری شده، تٲلیف شده.
کسی که مطالب کتابی را گردآورده باشد، تٲلیف کننده.
{author} [سینما و تلویزیون، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] [سینما و تلویزیون] کارگردانی که در مجموعۀ آثارش تفکر و جهان بینی خاصی، ازطریق تعامل میان مضمون و سبک، انعکاس می یابد [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] پدیدآوری که اثری را با گردآوری شواهد به قصد ارائۀ ترکیب...
گردآورنده، فراهم آورنده.
نویسندة کتاب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مؤلفان تو را باد تاجشان بر سر مخالفان تو را باد خاکشان به دهن
💡 گفتم جلال دینی گفتا جلال یزدان گفتم که دین ز یزدان باشد مگر مؤلف
💡 بود او مؤلف و بس بکتابهای دیرین بود او مربی و بس بمربیان آئین
💡 گفتم که دین احمد با نور پاک یزدان نبود مؤلف اما دایم بود مردف
💡 مؤلفهٔ جمعیت یک الگوریتم فرهنگی تقریباً مشابه همین مؤلفه در الگوریتم ژنتیک است.