لغت نامه دهخدا
لونالون. [ل َ / لُو ل َ / لُو ] ( ص مرکب ) رنگارنگ:
هزاران میوه رنگارنگ و لونالون و گوناگون
نگویی تا نهان او را که در شاخ شجر دارد.ناصرخسرو.
لونالون. [ل َ / لُو ل َ / لُو ] ( ص مرکب ) رنگارنگ:
هزاران میوه رنگارنگ و لونالون و گوناگون
نگویی تا نهان او را که در شاخ شجر دارد.ناصرخسرو.
(لُ لُ ) [ ع - فا. ] (ص مر. ) رنگارنگ، رنگ به رنگ.
رنگارنگ، رنگ به رنگ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وآتشی کان بودت لونالون تکیه بر آب روی چون فرعون
💡 بزرگا پادشاها اوست کز یک آب و یک نطفه پدی آورد چندین خلق لونالون و گوناگون
💡 هزاران میوه لونالون و گوناگون و رنگارنگ نگوئی تا نهان او را که در شاخ شجر دارد
💡 هزاران فعل در آدم ز لونالون و گوناگون نهان در عقل و نفس او چو طبعش بارور دارد