لنب

لغت نامه دهخدا

لنب. [لُمْب ْ ] ( ص ) بزرگ و سنگین. ( آنندراج ):
بتر از بتر چیست بدمست ِ لُنب
کنارت پرافعی است بر خود مجنب.نزاری قهستانی.

فرهنگ معین

(لُ ) (اِ. ) بزرگ و سنگین.

فرهنگ عمید

= لنبه

فرهنگ فارسی

( اسم ) بزرگ و سنگین: بتر از بتر چیست ? بدمست لنب کنارت پرافعی است برخود مجنب. ( نزاری لغ. )

ویکی واژه

بزرگ و سنگین.

جمله سازی با لنب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بسی آفرین کرد لنبک بروی ز گفتار او تازه‌تر کرد روی

💡 شهر آیلنبورگدر ایالت زاکسن در کشور آلمان واقع شده‌است.

💡 النبورو، پسر ارشد ادوارد لاو، بارون اول النبورو و «آن تووری»، دختر جورج تاوری بود؛ او در کالج ایتون و کالج سنت جان، کمبریج تحصیل کرد.

💡 آلبرت اویلنبرگ (زاده ۱۰ اوت ۱۸۴۰- درگذشته ۳ ژوئیه ۱۹۱۷) یک متخصص مغز و اعصاب آلمانی بود که در برلین متولد شد.

💡 بفرمود تا لنبک آبکش بشد پیش او دست کرده به کش

دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز